مهديسمهديس، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

مهدیس نفس مامان و بابا

تب كردن مهديس

1392/9/5 8:54
143 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيزم

روز دوشنبه 92.9.4 صبح كه آوردمت به مهد تحويلت بدم كمي تب داشتي و منم بهت شربت استامينوفن دادم نميدونستم گفتم شايد به خاطر اينكه خونه هواش خيلي گرم و شما هم تختتون بغل شوفاژ هست اينقدر داغ شدي، خلاصه شربت رو خوردي و به خاله منظر هم گفتم كه اگر يه موقع دوباره بدنش داغ شد خبرم كنيد، و منم رفتم سركار تا ساعت 2.30 بود كه خاله منظر زنگ زد و گفت مهديس دوباره تب داره و بي تابي ميكنه. منم خودم رو سريع به مهد رسوندم و تحويلت گرفتم.

خاله منظر گفت كه اگر اينطوري بود فردا نياريدش مهد تا خوب بشه، منم قبول كردم و بردمت به دكتر محل كارمون نشونت دادم و معاينت كرد. از اونجا كه شما هم عاشق معاينه كردن بوديد، تا دكتر گفت اول گوشات رو ببينم خيلي خوب همكاري كردي و دكتر گفت گوشهات مشكلي نداره، حالا بريم سراغ گلوت، كه دهنت رو باز كردي و گفت بله گلوش ملتهب و بايد دارو بخوره.

بابا مهدي هم داروهات رو گرفت و براي تبت هم شياف استامينوفن نوشته بود كه استفاده كردي و تبت اومد پائين و قرار شد كه اگر فردا هم تب داشتي نرم سركار كه صبح بلند شدم ديدم دوباره بدنت داغ و من هم موندم خونه و استراحت كردي.

اخلاقت هم كه وقتي مريض ميشي كلي فرق مي كنه، بهونه گيري ميشي و بداخلاق و سريع هم زير چشمات گود مي افته و لاغر ميشي و هيچي هم نمي خوري.

إن شاءاله هميشه سالم و تندرست باشي و مامان مريضيت رو نبينه. يه عالمه بووووووووس قلبقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

ریحانه ترجانی
9 آذر 92 9:36
سلام چقدر خوب که لحظات قشنگ این عسل ناز رو ثبت میکنید. وقتی بزرگ شه حتما از خوندن اینها لذت میبره. حتما علاوه بر اینها برای اینده این عسلک برنامه ریزی هایی هم کردید.من هم یه پیشنهاد دارم. بیمه تامین اتیه برای کوچولوتون. اگر دوست داشتید اطلاعات بیشتر داشته باشید ایمیلی یا تلقنی با من تماس بگیرید. من نمایندگی بیمه دارم اما علاوه بر اون پایان نامه کارشناسی ارشدم هم همین موضوع بوده.. ضمن اینکه به خاطر علاقه دیوانه واری که به بچه ها دارم تمرکز کاریمو رو بچه ها گذاشتم که ایشاله اینده روشن تری براشون رقم بخوره ریحانه ترجانی 09123351180و66927015
مامانِ مهدیس (مرضیه)
پاسخ
مرسي عزيزم. چشم حتماً