تب كردن مهديس
سلام عزيزم
روز دوشنبه 92.9.4 صبح كه آوردمت به مهد تحويلت بدم كمي تب داشتي و منم بهت شربت استامينوفن دادم نميدونستم گفتم شايد به خاطر اينكه خونه هواش خيلي گرم و شما هم تختتون بغل شوفاژ هست اينقدر داغ شدي، خلاصه شربت رو خوردي و به خاله منظر هم گفتم كه اگر يه موقع دوباره بدنش داغ شد خبرم كنيد، و منم رفتم سركار تا ساعت 2.30 بود كه خاله منظر زنگ زد و گفت مهديس دوباره تب داره و بي تابي ميكنه. منم خودم رو سريع به مهد رسوندم و تحويلت گرفتم.
خاله منظر گفت كه اگر اينطوري بود فردا نياريدش مهد تا خوب بشه، منم قبول كردم و بردمت به دكتر محل كارمون نشونت دادم و معاينت كرد. از اونجا كه شما هم عاشق معاينه كردن بوديد، تا دكتر گفت اول گوشات رو ببينم خيلي خوب همكاري كردي و دكتر گفت گوشهات مشكلي نداره، حالا بريم سراغ گلوت، كه دهنت رو باز كردي و گفت بله گلوش ملتهب و بايد دارو بخوره.
بابا مهدي هم داروهات رو گرفت و براي تبت هم شياف استامينوفن نوشته بود كه استفاده كردي و تبت اومد پائين و قرار شد كه اگر فردا هم تب داشتي نرم سركار كه صبح بلند شدم ديدم دوباره بدنت داغ و من هم موندم خونه و استراحت كردي.
اخلاقت هم كه وقتي مريض ميشي كلي فرق مي كنه، بهونه گيري ميشي و بداخلاق و سريع هم زير چشمات گود مي افته و لاغر ميشي و هيچي هم نمي خوري.
إن شاءاله هميشه سالم و تندرست باشي و مامان مريضيت رو نبينه. يه عالمه بووووووووس 



تب كردن مهديس
